فرانتس تشنر ، مقبول احمد ( مترجم : گنجى وآذرنگ )

19

دانش جغرافيايى مسلمانان ( فارسى )

روال نظام « كشور » توصيف مىكند . يكى از ويژگيهاى مهم آثار ابن خرداذبه ، يعقوبى ، و قدامه در اين است كه مطالب آنها به ترتيب چهار جهت اصلى ، يعنى مشرق و مغرب و شمال و جنوب ، و براساس تقسيم جهان به چهار بخش تنظيم و توصيف شده است . اين روش توصيف ، بايد بر سنّت جغرافيايى ايرانى مبتنى بوده باشد ، و جغرافيدانان مسلمان احتمالًا طرحى در اختيار داشته و از آن تقليد كرده‌اند . بنا به گفتهء مسعودى ، ايرانيها و نبطيها قسمت مسكون جهان را به چهار بخش تقسيم مىكردند : خراسان ( مشرق ) ، باختر ( شمال ) ، خوربران ( مغرب ) ، و نيمروز ( جنوب ) . « 1 » اما قدامه به قراردادى بودن چنين تقسيم‌بندى اشاره مىكند . وى براى عناوين مشرق و مغرب و شمال و جنوب فقط ارزش نسبى قايل است . در آثار ابن رسته و ابن فقيه ، ترتيب براساس نواحى است . ابن خرداذبه ، كه او را پدر جغرافيا مىتوان ناميد ، راه و روش و اسلوب جغرافيانويسى به زبان عربى را پىريزى كرد ، ولى همانطور كه كرامرز گفته است ، او مبتكر اين روش و اسلوب نبوده و احتمالًا طرح و نمونه‌اى كهنتر در اين موضوع در اختيار داشته است . به احتمال زياد ، از متنى پهلوى دربارهء ايران قديم ، ترجمه‌اى عربى در دسترس وى بوده است . كتاب ابن خرداذبه نه تنها « مملكة الاسلام » را در برمىگيرد ، بلكه مرزها و دولتها و مردم سرزمينهاى مجاور را نيز وصف مىكند . او با آثار بطلميوس آشنايى كامل داشته است ، و اين امر از توصيف او از حدود قسمت مسكون جهان ، و نيز توصيف مفهوم يونانى قطعه‌هاى جهان ، يعنى

--> ( 1 ) . تنبيه ، ص 31 ؛ يعقوبى ، ص 268